خرید بک لینک

به خودم که دروغ نمی توانم بگویم.ها؟من آدم مستقلی هستم.حداقل از لحاظ روحی.

دلم میخواهد وقتی که هواپیمایم سقوط میکند و تنها خودم را می توانم نجات دهم بعدا آرزوی مرگ به جای فلان کس را نداشته باشم.یا حداقل اگر تلفنم افتاد توی فاضلاب به جز غصه گرفتن چاه و ازبین رفتن تمام اطلاعاتم استرس اینکه اگر فلانی زنگ زد و نگران شد را نداشته باشم.

بدترین ظلمی که میتوانم به خودم بکنم این است که در بهترین دوره زندگی ام دست و پای خودم را با احساسات دروغین ببندم.

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:37

ریشه مهم است؛دلبستگی مهم است؛بهانه ماندن مهم است. وقتی به آدم هایی فکر میکنم که همه دنیایشان را گذاشته اند و رفته اند تا در جای دیگری زندگی دیگری را تجربه کنند به این فکر میکنم که چقدر دنیا برایشان سخت بوده،چقدر با خودشان کلنجار رفته اند و چند وقت طو

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 19:42

بخاطر اینکه سنم خیلی ببشتر از چیزی که هست به نظر نرسه بهتره یکمی از روزمرگی هام هم بنویسم.روزمرگی های قشنگی که حتی امتحان معادلات خطی فردا و شیمی شنبه هم قابلیت خراب کردنش رو نداره.وقتی به این فکر میکنم که فقط یکماه دیگه کافیه تا انتظارم برای آتیش زد

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 19:42

همین الان که با حالتی معذب نشسته ام دم کاناپه رو به رویم مادر آن پسر سوپری دل داده نشسته.با آن زیرپیراهنی که باهاش رفته بودم سالن و بونکبتش همه جا را گرفته و موهای ژولیده از اتاق بیرون آمدم.عینکم را هم نزدم تا قیافه اش را درست نبینم و از شباهتش با پسرش حالت تهوع نگیرم.خدایا لطفا به مردم چشم دل و عقل بده؛چرا باید انقد روانی باشند که مرا بپسندند؟

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 19:42

I,m leaving

kiosk

میدانی چند شب آن را دوهزار بار گوش دادم؟


+قرار بود نزدیک غروب به سردبیر زنگ بزنم و درباره صفحه ورزشی و چند مصاحبه با او حرف بزنم.به خودم آمدم و دیدم بیست دقیقه است که جیشم را نگه داشته ام.کاش این پست را بخواند و بفهمد من خسته ام!خیلی



من تسلیم این جاده ام

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 19:42

برگه هدایت تحصیلی رو گرفتم.اول اولویت 12 رو زدم ریاضی.بعد خیالم راحت شد و به نسبت اینکه از کدوم رشته ها بیشتر بدم میاد از آخر به اول اولویت بندی کردم. امروز هم که پیشرفت تحصیلی سمپاد بود و کلید سوالات آزمون تو نوار های کاغذی زیر میز ها میچرخید.مراق

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 19:42

بعد یک دهه،پرسپولیس دهمین قهرمانیشو به دست آورد.خنده های همه از ته دل بود؛پسرها پابه پای پدرای قهرمان و دختر ها رو دوش اونها دور زمین میگشتند.وسط اون جشن مفصل یه چیزی انگار کم بود.دیگه اسمی از کاپیتان نوروزی یا اولادی در میون نبود.هانی نرفت وسط جشن؛ب

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 19:42

از عینکم بگویم.پنجشنبه که آمدم خانه از روی چشمم برش داشتم و خیلی مرتب با دستماش توی جعبه گذاشتمش و چپاندمش توی کشوی میز. از آدم ها بگویم.مامان و خاله و فامیل مسخره ام میکنند و از نظر مامان با این عینک زشت ترین دختر دنیا به نظر می رسم. از عهدم بگویم.ق

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 19:42

لیوان کاغذی میسازم.نه که بیکار باشم. پنجره اتاق باز است.نه که هوا خیلی گرم باشد. صدای نخراشیده پسرهای محله می آید که عین نقل و نبات فحش های رکیک میدهند.نه که دعوایی درکار باشد. دلم میخواهد همین جا دنیا تمام شود.نه که پایان خوبی داشته باشد. از اینجا خ

برچسب: نویسنده: بنیامین اسماعیلی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 19:42

صفحه بندی